<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>من فرزند یک کارمند بهشت زهرا هستم</title>
	<atom:link href="http://minaakbari.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://minaakbari.wordpress.com</link>
	<description>Just another WordPress.com weblog</description>
	<lastBuildDate>Tue, 25 Aug 2009 23:54:43 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='minaakbari.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>من فرزند یک کارمند بهشت زهرا هستم</title>
		<link>http://minaakbari.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://minaakbari.wordpress.com/osd.xml" title="من فرزند یک کارمند بهشت زهرا هستم" />
	<atom:link rel='hub' href='http://minaakbari.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>در شبهای 22 . 23 و 24 تیرماه در بهشت زهرا چه گذشت ؟</title>
		<link>http://minaakbari.wordpress.com/2009/08/25/%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-22-23-%d9%88-24-%d8%aa%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa/</link>
		<comments>http://minaakbari.wordpress.com/2009/08/25/%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-22-23-%d9%88-24-%d8%aa%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 22:08:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>minaakbari</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://minaakbari.wordpress.com/?p=3</guid>
		<description><![CDATA[من دانشجو هستم و یکی از افراد خانواده ما در بهشت زهرا مشغول کار است وضعیت مالی آنچنانی نداریم و من و خانواده  همگی طرفدار احمدی نژاد هستیم ( میخواد خوشتون بیاد میخواد خوشتون نیاد ! )  هر چند که میدونیم که تقلب هم  واسش کردن ! .  چون این دولت خانواده کارمندان بهشت زهرا ( بخصوص ما ) روبعد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=minaakbari.wordpress.com&amp;blog=9169131&amp;post=3&amp;subd=minaakbari&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من دانشجو هستم و یکی از افراد خانواده ما در بهشت زهرا مشغول کار است وضعیت مالی آنچنانی نداریم و من و خانواده  همگی طرفدار احمدی نژاد هستیم ( میخواد خوشتون بیاد میخواد خوشتون نیاد ! )  هر چند که میدونیم که تقلب هم  واسش کردن ! .  چون این دولت خانواده کارمندان بهشت زهرا ( بخصوص ما ) روبعد از سالها  صاحب خانه کرد طرفدارشیم !. من بر این باور هستم نیرویی ما فوق احمدی نژاد این جنایات رو مرتکب میشه و اگر احمدی نژاد از این جنایات اطلاع پیدا میکرد شدیدا جلوی آن می ایستاد و به دلایلی هم نمیتونه علیه این جنایات انجام شده موضع بگیره&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; بگذریم</p>
<p>مادر من که در یکی از شیفتهای قسمت خدمات بهشت زهرا  کار میکنه و سابقه طولانی در بهشت زهرا داره خیر داد که به تعدادی از اونها گفتن که چند شب یعنی 22 و 23 و 24 تیر ماه تعدادی تصادفی دارند که باید در شب خاک بشوند ! که هم او و هم من تعجب کرده بودیم . و حدس زدم که احتمالا خبرهایی است . من از مادرم بارها درباره  اجساد کشته شدگان تظاهراتها سوال میپرسیدم . و اون هم به خاطر روحیات من سعی میکرد هیچوقت درباره این چیزها صحبت نکنه و من رو به درس خوندن ترغیب میکرد . اما اینبار توی شیفت شب این اتفاقات قرار بود بیفته البته تو یه مواردی هم شیفت شب باز هم کار کردن . مثل تصادفات که کار آنها یک خورده مشکل میشد و نیاز به وقت بیشتر داشتند . ولی اینبار برای 3 شب !. خلاصه مادرم رو قرار بود خودم برسونم ولی مادرم گفت قراره خودشون بیان سراغش . خلاصه مادرم صبح ساعت 6 برگشت و ازش سریع پرسیدم که چی شده بود  ؟  جوابی نداد ولی توی چهرش اضطراب و ناراحتی رو میدیدم . باز ازش پرسیدم . گفت بگیر بخواب !. فردا صبح که بهش مرخصی داده بودند مشغول کار خونه بود که دستاش رو دیدم که جای جوهر استمب بود . انگار پای یک چیزی رو انگشت زده بود . گفتم نمیخوای بگی چی شده بود ؟تصادفی بودن ؟ گفت هیچ نگو که حالم اصلا خوب نیست . منم گیر ندادم . شب ساعت 12 بود که زنگ زدن موبایلش و دوباره اومدن سراغش و رفت  ولی اینبار ساعت 7 صبح بود که اومد و خسته و ناراحت خوابید ساعت 9 صبح دیدم صدای هق هق گریش میاد . سریع بلند شدم و گفتم یا میگی چی شده یا خودم الان میرم بهشت زهرا . گفت هیچی . هیچی نشده . گفتم پس الان زنگ میزنم خاله مهین ( همکار مامانم ) از اون میپرسم که اونجا چه خبره ؟ گفت اون خبر نداره . این رو بگم که مادر من درسته که زنه ولی هیچوقت ندیده بودم که به خاطر مشاهداتش که شغلش ایجاب میکنه گریه کنه ولی باور کنید خیلی دلرحمه .</p>
<p>خلاصه کلی گیر دادم و قسمم داد به روح بابام که چیزایی رو که میگه به کسی نگم . من هم قبول کردم و قرآن رو آورد پیش روم گذاشت و گفت برو وضو بگیر و دستت رو بزار رو قرآن و قسم بخور که جایی این حرفارو که میخوام بگم رو نمیزنی ( من که خیلی تعجب کرده بودم ! چون انگاری خیلی براش مهم بود که جایی چیزایی رو که میگه درز پیدا نکنه .چون تا حالا واسه قسم خوردن انقدر حساس ندیده بودمش ) گفت که بیشتر واسه خود من و حفظ سلامتیم چیزی نمیخواد به گوش کسی برسه . به هر حال قسم خوردم و  مادرم شروع کرد . گفت که پریشب ( 22 تیر ) وقتی وارد محوطه  بخش شدم تعداد زیادی حدود 30 جنازه کاملا منجمد رو تو محوطه خوابونده بودن که یخشون آب بشه . کلی آدمهای ریش و پشم دار هم اونجا بودن و ما رو همراه تعدادی از همکارام به اتاقی بردند . اونجا واسمون یک آدم مسنی که جای مهر رو پیشونیش بود شروع به صحبت کرد و گفت امشب و چند شب دیگه ما اینجا باید جنازه هایی رو خاک کنیم که مربوط به منافقین هستند . اینها از گروه های ضد انقلاب هستند که با حمله به ما تعداد زیادی رو از سربازان ما رو کشته اند و ما جنازه  اونها رو از نقاط مرزی برای شناسایی به اینجا اوردیم . و الان قراره دور از چشم جاسوسان و خبر گزاریها اینها رو خاک کنیم . در این رابطه اگر با کسی صحبت کنید و اشاره ای کنید . مطمئن باشید که جون خودتون و تک تک افراد خونوادتون در خطره . بعدش یک به یک اسم اعضای خونواده ها رو میپرسیدند و مینوشتند . و در آخر هم اثر انگشت چند چا از ما گرفتند . و دوباره تاکید کردند که نکاتی رو که گفتند رو نباید فراموش کنیم . ما رو به محلهای کارمون راهنمایی کردند . جنازه هایی رو که بیشتر آورده بودند مربوط به آقایون بود و اونجا تعداد همکاران ما بیشتر بود . در قسمت خانمها من بودم و چند نفر دیگه . به ما آنشب 5 جنازه زن و دختر تحویل دادند که به کلی یخ زده بودند ولی قسمت آقایون فکر کنم بالای 20 نفر بودند . اونطوری که توی محوطه دیدم . خلاصه مدیر بهشت زهرا هم که اونشب اومده بود به ما اعلام کرد که حتی اگه جنازه ها رو نیمه کاره شستشو و کفن کنیم باید ساعت 5 و قبل از طلوع خورشید کار رو تموم کنیم . ما هم شروع کردیم . تو کشته شدگان که خون توی صورتشون منجمد شده بود و آثار پارگی در صورت بودن آنها شدیدا دیده میشد . سه زن میانسال بودند و دو دختر 20 تا 30 سال که یکی از اونها کلا سرش متلاشی شده بود و ما آن را بدلیل آب نشدن یخهای شکل رفته در بدن که آنها را مانند چوب کرده بود کفن کردیم و تحمیل خدماتیهای دفن دادیم .</p>
<p>&#8212;&#8212; ولی مادرم بیشتر از چیزی که امشب 23 تیر ماه دیده بود خواست برایش تعریف نکنم ولی قبول نکردم و با اصرار ازش خواستم که بگه &#8212;&#8212;-</p>
<p>-از زبان مادرم</p>
<p>امشب هم به محوطه اون بخش رفتیم تعداد 4 برابر شب گذشته بود ! بیش از 100 نفر!! . به ما ( بخش خانمها ) تعداد 23 جنازه بی نام و نشان را تحویل دادند . تعداد ریش و پشمیا ( لباس شخصی ها ) 3 یا 4 برابر شب قبل شده بود . ورودیهای بهشت زهرا مامور گذاشته بودند و تمام رفت و آمدهای احتمالی کنترل میشد . شروع به کار کردیم ولی اعلام کردیم که اینها برای قبل از ساعت 5 حاضر نمیشن که رئیسشون که جای مهر روی پیشونیشون بود وارد بخش ما شد که با اعتراض ما روبرو شد ( چون ورود مرد ممنوع بود ) که ایشون در جواب گفت اینا همه یک مشت فاحشه . قاتل و  وطن فروش بودند . گفت از مردا سریع کمک بیارین اینجا ! ولی اونجا هم ( بخش مردها ) کلی جنازه داشتند . به هر حال 3 نفر از اونا هم واسه اولین بار وارد بخش زنها شدن ! و شروع به کمک ما کردند . صحنه ای که من رو آزار می داد جسدهای یخ زده دخترانی بودند که علاوه بر آثار شکستگی فک و شکاف&#8212;&#8211; . خونی بود که از آلات تناسلی و مقعد آنها لخته بسته بود .( کروبی وقتی این افشاگری تجاوز رو کرد جا خوردم ! چون ما قبل از اون این اطلاعات و این حدسو زده بودیم که تو بازداشتگاه این بلا رو سرشون آوردن ) -   امشب یخ جنازه ها تقریبا آب شده بود ولی آثار یخ روی آنها موجود بود . در بین آنها دخترانی بودند که زیر بیست سال سن داشتند . با سرعت زیادی که به کار بردیم توانستیم تا ساعت 4 صبح چهارده تاشون رو به کمک آقایان حاضر کنیم . که کلی به ما تند رفتند و گفتند بقیه رو بدون شستشو و پنبه گزاری فقط کفن کنید . که ما هم همینکارو کردیم ولی تا ساعت 5 به 17 تا رسید . که گفتند این 6 جنازه آخرو پارچه ای بپیچید دورشون و تحویل خدمات دفنی ها بدین که رئیسشون گفت که دیگه دیره و تا طلوع خورشید چیزی باقی نمونده و باید به فردا شب موکول بشه &#8212;- مادر من که اشک تو چشماش حلقه بسته بود گفت قراره که فردا شب هم بره و گفتن شب آخره . مادرم خودش از همکاراش شنید که همه میگفتن و زمزمه میکردند که اینا مربوط به درگیریهای بعد از انتخابات تهران بوده .</p>
<p>امشب 24 تیر مادرم رفت و منتظر برگشتنش شدم و خوابم نبرد تا اینکه ساعت 7 صبح کلید رو انداخت در و اومد . سریع رفتم جلوشو دستش رو گرفتم و  نشست و تاکید کرد چیزایی رو که به من گفته هیچ جا نگم . گفت که دیشب ( 24 تیر ) فقط دفن اجساد بوده و چند جنازه پریشب رو که نصف و نیمه کفن کرده بودند رو اوردن و کاراشون رو انجام دادند . دیشب مادرم هفته های بعد شنید  که تعداد زیادی از جنازه ها رو بهشت زهرا دفن نکردند و با خودشون به جای نامعلومی بردند.  در ضمن یکی از کارگرای دفن که رفت و آمد با ما داره بعدا به ماگفت که بهشون گفتن بعضی از قبرها رو خالی بزارن و اگه فردا و روزهای آینده مردم جنازه و فوتیشون رو اوردن بین اینا بذارن خاک  . در ضمن نیازی به گفتن قطعه ها نیست چون تو بی بی سی شماره قطعه ها رو گفتند . یک خبر رو هم بگم که بدونید تا چند روز دیگه قراره با  رئیس یهشت زهرا  به خاطر آنچه که ناشیگری بهش گفتند وقطعه ها رو بدون نام . شماره گذاری ( تابلو ) کرده . برخورد کنند</p>
<p>من هم این اطلاعات رو به دلایلی  دادم  با این که قسم خورده بودم . هر چی هم بخواد بشه اگر هم طرفدار موسوی بودند و مخالف اونها بودم  ولی هموطنهای من بودند و جون من در مقابل  جون اونها عزیز تر نیست .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/minaakbari.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/minaakbari.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/minaakbari.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/minaakbari.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/minaakbari.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/minaakbari.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/minaakbari.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/minaakbari.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/minaakbari.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/minaakbari.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/minaakbari.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/minaakbari.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/minaakbari.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/minaakbari.wordpress.com/3/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=minaakbari.wordpress.com&amp;blog=9169131&amp;post=3&amp;subd=minaakbari&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://minaakbari.wordpress.com/2009/08/25/%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-22-23-%d9%88-24-%d8%aa%db%8c%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/96b416790c344d03bb008d5014daefe6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">minaakbari</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>Hello world!</title>
		<link>http://minaakbari.wordpress.com/2009/08/25/hello-world/</link>
		<comments>http://minaakbari.wordpress.com/2009/08/25/hello-world/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 19:14:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>minaakbari</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false"></guid>
		<description><![CDATA[Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=minaakbari.wordpress.com&amp;blog=9169131&amp;post=1&amp;subd=minaakbari&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>Welcome to <a href="http://wordpress.com/">WordPress.com</a>. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/minaakbari.wordpress.com/1/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/minaakbari.wordpress.com/1/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/minaakbari.wordpress.com/1/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/minaakbari.wordpress.com/1/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/minaakbari.wordpress.com/1/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/minaakbari.wordpress.com/1/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/minaakbari.wordpress.com/1/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/minaakbari.wordpress.com/1/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/minaakbari.wordpress.com/1/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/minaakbari.wordpress.com/1/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/minaakbari.wordpress.com/1/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/minaakbari.wordpress.com/1/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/minaakbari.wordpress.com/1/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/minaakbari.wordpress.com/1/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=minaakbari.wordpress.com&amp;blog=9169131&amp;post=1&amp;subd=minaakbari&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://minaakbari.wordpress.com/2009/08/25/hello-world/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/96b416790c344d03bb008d5014daefe6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">minaakbari</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
